تعیین محدوده اندازه گیری Core Web Vitals

تحقیق و روش‌شناسی در تعیین محدوده اندازه گیری Core Web Vitals

تعیین محدوده اندازه گیری Core Web Vitals

مقدمه

Core Web Vitals مجموعه ای از معیارهای میدانی است که پارامترهای مهم تجربه کاربر واقعی در وب را اندازه گیری می کند. Core Web Vitals شامل معیارها ، و همچنین آستانه های هدف برای هر معیار است، که به توسعه دهندگان کمک می کند تا از لحاظ کیفی بفهمند که آیا تجربه کاربری سایت آنها “خوب” است ، “نیاز به بهبود” دارد و یا “ضعیف” است. این مقاله روش مورد استفاده برای انتخاب آستانه ها برای اندازه گیری معیارهای Core Web Vitals و همچنین نحوه انتخاب آستانه ها برای هر معیار خاص را توضیح می دهد.

معیارها و آستانه‌های Core Web Vitals

در سال 2020 مفهوم Core Web Vitals شامل سه معیار است: بزرگترین ترسیم محتوا (LCP) ، تأخیر اولیه ورودی (FID) و تغییر چیدمان تجمعی (CLS). هر معیار جنبه متفاوتی از تجربه کاربر را اندازه گیری می کند: LCP سرعت بارگذاری درک شده را اندازه گیری می کند و نقطه ای را در زمان بندی بارگذاری صفحه مشخص می کند که محتویات اصلی صفحه بارگذاری شده است. FID میزان پاسخگویی را اندازه گیری می کند و تجربه ای را که کاربران هنگام تلاش برای اولین تعامل با صفحه احساس می کنند را اندازه گیری می کند. و CLS ثبات بصری را اندازه گیری می‌کند و میزان تغییرات غیر منتظره چیدمان محتوای صفحه نشان می‌دهد.

هر معیار Core Web Vitals دارای آستانه هایی است که عملکرد آن را به عنوان “خوب” ، “نیاز به بهبود” یا “ضعیف” طبقه بندی می‌کند:

تعیین محدوده اندازه گیری
تعیین محدوده اندازه گیری
تعیین محدوده اندازه گیری
خوبضعیفدرصد
بزرگترین ترسیم محتوا (LCP)2500ms =>4000ms <75
تأخیر اولیه ورودی (FID)100ms =>300ms <75
تغییر چیدمان تجمعی (CLS)0.1 =>0.25 <75
جدول آستانه‌ها برای تعیین سطح core web vitals

برای طبقه بندی عملکرد کلی یک صفحه یا سایت از صدک 75ام همه بازدیدهای صفحه یا سایت استفاده می کنیم. به عبارت دیگر ، اگر حداقل 75 درصد از بازدید صفحات با آستانه “خوب” مطابقت داشته باشد ، سایت دارای عملکرد “خوب” برای آن معیار طبقه بندی می شود. برعکس ، اگر حداقل 25 درصد از بازدید صفحات از آستانه “ضعیف” برخوردار باشند ، سایت به عنوان “عملکرد ضعیف” طبقه بندی می شود.

شاخص‌هایی برای تعیین آستانه ها

قبل تعیین آستانه برای معیارهای Core Web Vitals ابتدا باید معیارهایی را که هر آستانه باید برآورده کند ، مشخص کنیم. در ادامه، معیارهایی را که در Google برای ارزیابی آستانه های اندازه گیری Core Web Vitals استفاده شده توضیح می دهیم. بخشهای بعدی به جزئیات بیشتری در مورد نحوه استفاده از این معیارها برای انتخاب آستانه های هر معیار در سال 2020 می پردازد. در سالهای آینده ما پیش بینی می کنیم که پیشرفت ها و ملاحظاتی در معیارها و آستانه ها ایجاد شود تا بتوانیم توانایی ما را در اندازه گیری تجربیات عالی کاربران در این زمینه افزایش دهد.

تجربه کاربری با کیفیت بالا

هدف اصلی، بهینه سازی برای کاربر و بهبود کیفیت تجربه آنها است. با توجه به این موارد ، هدف ما این است که صفحاتی که دارای آستانه های “خوب” Core Web Vitals هستند ، تجربه کاربری با کیفیت بالا را ارائه دهند.

در مواردی که تحقیقات مربوط به تجربه کاربر برای یک معیار معین در دسترس است و اجماع منطقی در مورد دامنه مقادیر موجود است ، از این محدوده به عنوان ورودی برای هدایت فرایند انتخاب آستانه استفاده می‌شود. در مواردی که تحقیقات مربوط به تجربه کاربر در دسترس نیست ، به عنوان مثال متریک جدیدی مانند Cumulative Layout Shift ، صفحات دنیای واقعی را با آستانه های مختلف تست می‌کنند تا آستانه ای را که منجر به تجربه کاربری خوب می شود ، شناسایی کنند.

استفاده از محتوای وب موجود

علاوه بر این ، برای اطمینان از اینکه صاحبان سایت می توانند در بهینه سازی سایت های خود برای برآوردن آستانه های “خوب” موفق باشند ،باید آستانه ها طوری تعیین گردند که برای محتوای موجود در وب قابل دستیابی باشد. به عنوان مثال ، در حالی که صفر میلی ثانیه یک آستانه LCP “خوب” و ایده آل است ، و منجر به تجربه بارگذاری فوری می شود ، آستانه صفر میلی ثانیه عمدتا در اکثر موارد به دلیل تأخیرهای پردازش شبکه و دستگاه ها قابل دستیابی نیست. بنابراین ، صفر میلی ثانیه یک آستانه LCP مناسب “خوب” برای Core Web Vitals نیست.

هنگام ارزیابی آستانه “خوب” برای Core Web Vitals ، بر اساس داده های گزارش تجربه کاربر Chrome (CrUX) ، تأیید می‌شود که این آستانه ها قابل دستیابی هستند. به علاوه برای اطمینان ازعدم طبقه بندی اشتباه سایت های بهینه سازی شده به دلیل تنوع در داده های میدانی ، باید محتوای بهینه سازی شده به طور مداوم از آستانه “خوب” برخوردار باشد.

برعکس برای طبقه بندی ضعیف ، گوگل با تعیین سطحی از عملکرد که تنها اقلیتی از صفحات آن را برآورده نمی کنند، آستانه “ضعیف” را تعیین می کند. مگر اینکه تحقیقات مربوط به تعیین آستانه “ضعیف” موجود باشد ، به طور پیش فرض 10 تا 30 درصد بدترین عملکردها “فقیر” طبقه بندی می شوند.

نظرات نهایی در مورد معیارها

هنگام ارزیابی آستانه‌های نامزد شده گوگل دریافت معیارها گاهی با یکدیگر در تضاد هستند. علاوه بر این ، با توجه به اینکه تحقیقات ادراک انسان به طور معمول طیف وسیعی از مقادیر را ارائه می دهد و معیارهای رفتار کاربر تغییرات تدریجی در رفتار را نشان می دهد ، دریافته شد که اغلب هیچ آستانه “درست” واحدی برای یک معیار وجود ندارد.

بنابراین ، رویکرد گوگل در مورد Core Web Vitals این بود که آستانه هایی را انتخاب کنند که بهترین معیارهای فوق را داشته باشند ، در حالی هیچ آستانه ای کامل وجود ندارد و گاهی اوقات ممکن است نیاز داشته باشیم از بین چندین آستانه، نامزد مناسب انتخاب کنیم. به جای پرسیدن “آستانه مناسب چیست؟” در عوض بر این که “کدام آستانه بهترین نامزد برای معیارها است؟” تمرکز شده است.

انتخاب صدک برای تعیین محدوده اندازه گیری

همانطور که قبلا ذکر شد، برای طبقه بندی سرعت کلی یک صفحه یا سایت، از صدک 75م تمام بازدیدهای آن صفحه یا سایت استفاده می کنیم. صدک 75 بر اساس دو معیار انتخاب شد. اول، صدک باید اطمینان حاصل کند که اکثر بازدیدکنندگان از یک صفحه یا سایت، سطح عملکرد هدف را تجربه کرده‌اند. دوم، مقدار در صدک انتخابی نباید بیش از حد تحت تأثیر عوامل پرت قرار گیرد.

این اهداف تا حدودی با یکدیگر در تضاد هستند. برای رسیدن به هدف اول، یک صدک بالاتر معمولاً انتخاب بهتری است. با این حال، با صدک های بالاتر، احتمال اینکه مقدار حاصل تحت تأثیر مقادیر پرت قرار گیرد نیز افزایش می یابد. اگر چند بازدید از یک سایت روی اتصالات شبکه ضعیف باشد ممکن است که منجر به نمونه‌های LCP بسیار بزرگ شود، ما نمی‌خواهیم طبقه‌بندی سایت ما با این نمونه‌های پرت تعیین شود. به عنوان مثال، اگر ما سرعت یک سایت را با 100 بازدید با استفاده از یک صدک بالا مانند 95 ارزیابی کنیم، فقط 5 نمونه پرت نیاز است تا مقدار صدک 95 تحت تاثیر نقاط پرت قرار گیرد.

پس از تجزیه و تحلیل، به این نتیجه رسیده اند که صدک 75 تعادل معقولی ایجاد می کند.صدک 75 نشان می‌دهد که اکثر بازدیدکنندگان از سایت (حدود سه چهارم) سطح عملکرد هدف یا بهتر را تجربه کرده اند. علاوه بر این، مقدار صدک 75 کمتر تحت تأثیر عوامل پرت است. برای مثال سایتی با 100 بازدید، 25 مورد از این بازدیدها باید نمونه های پرت بزرگ را گزارش کنند تا مقدار در صدک 75 تحت تأثیر عوامل پرت قرار گیرد، که احتمال آن بسیار کمتر از صدک 95 است.

سوالات متداول تعیین آستانه‌ها

آیا باید همه بازدیدهای صفحه دارای امتیاز خوب باشند تا صفحه در یک معیار خوب تشخیص داده شود؟

خیر. همانطور که در متن نیز اشاره شد چنانچه 75 درصد از بازدیدهای صفحه امتیاز خوب را گزارش کنند به صفحه امتیاز خوب تعلق خواهد گرفت یعنی 25 درصد برای نمرات منفی شبکه ‌ها و گوشی های ضعیف در نظر گرفته شده است.

هدف نهایی از تعیین محدوده‌های اندازه گیری چیست؟

همانطور که می‌دانید احتمال اینکه بازدیدها در معیارهای وب ویتال تمام امتیازات (یعنی LCP ، FID و CLS برابر 0 باشند) بگیرند خیلی کم است بنابراین باید محدوده ای را که بهترین تجربه کاربری در آن اتفاق می‌افتد را بیابیم تا معیارها را به وسیله آنها بسنجیم، این محدوده نباید آنقدر کم باشد که قابل دسترسی نباشد و نه آنقدر زیاد که باعث تجربه کاربری منفی شود.

از چه روشی برای تعیین این آستانه‌ها استفاده می‌کنند؟

در مواردی که تحقیقات مربوط به تجربه کاربر برای یک معیار معین در دسترس است و اجماع منطقی در مورد دامنه مقادیر موجود است ، از این محدوده به عنوان ورودی برای هدایت فرایند انتخاب آستانه استفاده می‌شود. در مواردی که تحقیقات مربوط به تجربه کاربر در دسترس نیست ، به عنوان مثال متریک جدیدی مانند Cumulative Layout Shift ، صفحات دنیای واقعی را با آستانه های مختلف تست می‌کنند تا آستانه ای را که منجر به تجربه کاربری خوب می شود ، شناسایی کنند.

این مقاله تشریح تقریبا کاملی بر تحقیق و روش‌شناسی در تعیین آستانه‌های Core Web Vitals است، امیدواریم بتوانیم این مقاله را به روز نگه داریم و اطلاعات بیشتری به آن بیفزایم منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم.

5 1 رای
امتیاز دهی مقاله
عضویت
به من اعلان بده
نام قابل نمایش شما
آدرس ایمیل
0 دیدگاه‌ها
بازخورد برخط
نمایش همه دیدگاه ها