آیا مایکروسافت شکست در نبرد پلتفرم‌های موبایل را پذیرفته است؟

در مایکروسافت ساتیا نادلا اکنون یک سال و نیم است که بر مسند ریاست تکیه داده و در این مدت بیش از هر کار دیگری، تلاش نموده تا اشتباهات عجیب و بزرگ مدیر عامل قبلی این شرکت را پاک کند.روز گذشته، نادلا تصمیم گرفت درنهایت و پس از کشمکش‌های فراوان، خط قرمزی بر روی بزرگ‌ترین اشتباه استیو بالمر کشیده و یک زیان ۷.۶ میلیارد دلاری را به شرکت خود وارد کند.
تصمیم بالمر از جایی برای خرید نوکیا بسیار عجیب بود که صرفاً اندکی پس‌ازاین دادوستد، اعلام کرد که می‌خواهد از مدیریت مایکروسافت کناره گیرد؛ این کناره‌گیری البته یک سالی به طول انجامید تا به عبارتی، مایکروسافت بتواند فردی هوشمند را یافته تا قادر گردد همین اقدامات را سروسامان دهد. اقداماتی که بلومبرگ گزارش می‌دهد حتی مؤسس این شرکت، بیل گیتس هم چندان موافق آن‌ها نبود اما بالمر با قلدری و البته استفاده از رفاقت خود با گیتس توانست نظر او را نیز جلب کند؛ هرچند که گزارش‌شده در جلسات مدیران ارشد این شرکت در آن زمان، صدای فریاد بالمر از پشت درب‌های بسته نیز شنیده‌شده است.

فریادهای دیروز؛ هزینه ۷ میلیاردی امروز.
فریادهایی که در آن روزها توانستند دیگران را ساکت کنند اما امروز، باعث گشته‌اند تا این شرکت به‌طورکلی ۷.۶ میلیارد دلار هزینه صرف شده برای خرید نوکیا را نادیده گرفته و چنین مبلغی را صرفاً به‌عنوان یک زیان برای خود تلقی نماید؛ زیانی که مشخصاً نمی‌تواند تراز مالی شرکت یادشده را منفی کند اما باری سنگین بر دوش «سایر هزینه» هایش خواهد بود.
ابتیاع نوکیا، شاید در سال ۲۰۱۱ و زمانی که بالاخره آن شرکت دست از لجبازی برای استفاده از سیستم‌عامل Symbian برداشت و ویندوزفون را به‌عنوان نقطه تمرکز خود برگزید، اقدامی عاقلانه به شمار می‌رفت اما در سال ۲۰۱۳، کم‌وبیش مشخص بود که خود ویندوزفون هم دیگر شانسی برای عرض‌اندام در برابر اندروید و iOS ندارد. آنچه امروز به‌عنوان موبایل‌های سری لومیا می‌بینید، می‌توانستند بانامی دیگر از سوی خود مایکروسافت توسعه یابند و درواقع می‌توان گفت خرید این شرکت کوچک‌ترین فایده‌ای برای اهالی ردموند نداشت.
از طرفی در همان زمان نیز کاملاً مشخص بود که تجارت تلفن‌های هوشمند در خود نوکیا نیز بسیار نابسامان است؛ شرکتی که در فوریه ۲۰۱۱ بیش از ۲۵ درصد از سهم فروش موبایل به شکل جهانی را در دست داشت، در زمان خریده شدنش توسط مایکروسافت یعنی در سپتامبر ۲۰۱۳، سهمی کمتر از ۵ درصد را در اختیار داشت. درواقع می‌توان گفت بالمر با آخرین و البته عجیب‌ترین اقدام خود، هفت میلیارد دلار از سرمایه مایکروسافت را صرف خرید یک دارایی بی‌ارزش کرد.
نادلا روز چهارشنبه تصمیمی سخت و البته مبهم را اتخاذ نموده و بالاخره توانست با «پوست‌اندازی گذشته» بر آینده تمرکز کند.

شکی نیست که ویندوز فون در دردسری بزرگ افتاده و حتی یک خرید ۷.۲ میلیارد دلاری درگذشته نیز نتوانست به رشد فزاینده این پلتفرم یاری رساند چراکه بازهم موبایل‌های هوشمند مبتنی بر ویندوزفون از هرگونه ایجاد درآمد و سودآوری محروم بوده‌اند. از همین روست که نادلا تصمیم گرفته دست به یک تعدیل نیروی ۷.۸۰۰ نفری در این زمینه زده که البته می‌توان گفت بیشتر آن‌ها، کارمندان و کارکنان قدیمی نوکیا هستند؛ وی می‌خواهد تمرکز مایکروسافت را بر روی مواردی قرار دهد که از پس انجام آن‌ها به‌خوبی برمی‌آید نه مسائلی همچون تجارت تلفن‌های هوشمند که مشخصاً نتوانسته آماری درخشان را در این نقطه به ثبت برساند.
ویندوزفون البته همچنان برای مایکروسافت اهمیت دارد، نکته اینجاست که نوع این اهمیت، دیگر به شکل سنتی نیست و شخص نادلا، برنامه‌هایی تازه را در خصوص موبایل‌های خانواده لومیا در سر می‌پروراند. برنامه‌هایی که متشکل از موبایل‌های پرچم‌دار، اقتصادی و البته تجاری می‌شوند. تا اینجای داستان کاملاً واضح است اما فراتر از آن، بی‌نهایت مبهم.

ویندوزفون نتوانست در زمانه جنگ پلتفرم‌ها رشد کند.
اگرچه مایکروسافت نمی‌خواهد رسماً به زبان بیاورد اما در جنگ موبایل‌های هوشمند یک بازنده‌ی تمام‌عیار است. آمار فروش تلفن‌های هوشمند مبتنی بر ویندوزفون به‌شدت پایین بوده، اپراتورها علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری در این محصولات نشان نداده و از همه بدتر، اکنون کدام شرکت را می‌شناسید که به شکل مداوم مشغول تولید موبایل‌هایی مبتنی بر ویندوزفون باشد؛ سونی، ال‌جی، اچ تی سی یا سامسونگ؟
مخلوطی از همه‌ی این مشکلات، باعث گشته تا با فقدان علاقه توسعه‌دهندگان برای خلق اپلیکیشن‌ها در این پلتفرم روبه‌رو گردیم که بیش از هر مورد دیگری به آسیب زدن به بدنه‌ی ویندوزفون مؤثر بوده است. با چنین شرایطی، مایکروسافت نه می‌توانست همکاران سخت‌افزاری را متقاعد به ساخت موبایل‌های ویندوزی کند و نه قادر بود مشتری عام (جدا از عشاق ویندوز) را مجاب به خرید نماید.

نادلا پیش‌تر در خصوص کاهش هزینه‌ها بسیار سخن سر داده و از طرفی مایکروسافت نیز به‌طورکلی تمرکز خود را بر ارائه موبایل‌های ارزان‌قیمت و اقتصادی قرار داده. این استراتژی اندکی جواب نیز داد و فروش موبایل‌های خانواده لومیا بالاتر از پیش رفت اما این رشد، در برابر رشد اندرید و iOS هیچ بوده است. به زبانی دیگر، مایکروسافت در باتلاق تلفن‌های هوشمند گیرکرده؛ سؤال اصلی اینکه چه می‌تواند بکند؟
بازسازی این بخش از طرف نادلا، منجر خواهد شد تا شاهد موبایل‌های کمتری باشیم، هرچند که او هنوز هم توضیح دقیقی در مورد رویکرد جدیدش نداده است. به‌سادگی اگر بخواهیم منظور نادلا را بیان کنیم، مایکروسافت احتمال در آینده موبایل‌های بهتری را ارائه خواهد داد که برای این شرکت سودآور نیز خواهند بود.

رویکرد جدید مایکروسافت درزمینهٔ موبایل‌های هوشمند، بی‌شباهت به رویکرد اپل نیست.
رویکرد جدید مایکروسافت به اقدامات «اپل» بی‌شباهت نیست. شرکتی که سالانه صرفاً یک (و اخیر دو) موبایل را معرفی کرده و سود بالایی نیز از این راهکار به دست می‌آورد. پیش‌تر راهکار مایکروسافت این بود که به‌واسطه فروش موبایل‌های بسیار – و ارزان – بتواند علاقه کاربران و توسعه‌دهندگان را به خود جلب کند. راهکاری که مشخصاً با شکستی سخت روبه‌رو شده.

theNext.ir تصویر نمونه

متخصصان مایکروسافت عمر باتری پوشیدنی ها را تا سه برابر ارتقاء دادند

به نظر می‌رسد طول عمر باتری ابزارهای پوشیدنی با جهش مواجه شود، چراکه در بخشی از پروژه WearDrive‌ مایکروسافت، محققان این شرکت با استفاده از سیستم مبتنی بر RAM، راهی را برای افزایش عمر باتری ابزارهای پوشیدنی پیداکرده‌اند که به باتری جدیدتر متکی نیست.

شرکت یادشده باور داشت که «اپلیکیشن‌های یکپارچه – universal apps» در ویندوز ۱۰، راهکار نجات ویندوزفون نیز خواهند بود اما تجربه‌ای مشابه در ویندوز ۸، جایی که وعده‌ی استفاده از رابط تاچ اسکرین داده‌شده بود، بازهم جواب گوی نیاز این شرکت به مشتری بیشتر نبود.
این بار پیام مایکروسافت «درهم» تر نیز شده است؛ در اجلاس بیلد به توسعه‌دهندگان وعده داده شد که می‌توانند اپلیکیشن‌هایی که پیش‌تر برای اندروید و iOS نوشته‌اند را به ویندوز پورت کنند. شاید این بار باید از این منظر به داستان نگاه کرد که مایکروسافت با این حرکتش، توسعه مستقیم اپلیکیشن توسط توسعه‌دهندگان برای پلتفرم خانگی‌اش را به دست فراموشی سپرده. شرکت یادشده اکنون از این افراد می‌خواهد وقت برای پلتفرمش نگذاشته و صرفاً دسترنجشان را در سایر پلتفرم‌ها، برای ویندوز نیز پورت کنند. حال همین مورد را بگذارید کنار سایر تغییرات اخیر؛ جایی که برخی از قابلیت‌های شاخص ویندوز ۱۰، نظیر کورتانا، قرار است به اندروید و iOS نیز راه پیدا کنند. ساده می‌توان گفت که با چنین روندی، Windows 10 Mobile هیچ قابلیت یکتایی جز پوسته و رابط کاربری‌اش، برای خود نخواهد داشت.
آیا شرکت‌های سخت‌افزاری برای نجات ویندوزفون قدم جلو خواهند گذاشت؟
بیایید فرض کنیم مایکروسافت با راهکارهای تازه خود درزمینهٔ اپلیکیشن‌ها، می‌تواند شکاف موجود در این زمینه را کاهش دهد اما آیا واقعاً این مسئله باعث خواهد شد تا برندهای سخت‌افزاری به تولید موبایل‌های مبتنی بر ویندوز علاقه‌مند شده یا بازگردند؟

اکنون بیش از ۹۰ درصد از موبایل‌های ویندوزی موجود در بازار به دست خود مایکروسافت ساخته می‌شوند و صرفاً ۱۰ درصد باقی‌مانده نیز سهم سایر تولیدکنندگان هستند. درنتیجه سخت می‌توان متصور بود که شرکت‌هایی نظیر سامسونگ، ال‌جی، سونی یا اچ تی سی روزی دوباره به تولید چنین موبایل‌هایی روی‌آورند و درحالی‌که حتی با اندروید نیز نمی‌توانند سودآوری مناسبی داشته باشند، به سراغ نجات پلتفرمی که در جایگاه سوم ایستاده روند.
بالاترین احتمال اکنون چنین است که نادلا می‌خواهد کسب‌وکار موبایل این شرکت را به تجارتی همچون تبلت‌های سرفس تبدیل نماید. جایی که در هر بازه قیمتی، یک موبایل برای خرید وجود داشته باشد که بتواند در همان رنج قیمت نیز بهترین کارایی را برای کاربر داشته باشد.
مسئول و مدیر ویندوز در مایکروسافت به نام Terry Myerson، اکنون و به‌واسطه فراگیر شدن ویندوز در همه محصولات سخت‌افزاری این شرکت، دامنه مدیریت وسیع‌تری نیز پیداکرده؛ اکس باکس، سرفس، هولولنز، لومیا و مایکروسافت بند. با ادغام بخش های مهندسی و سخت افزاری، می توان انتظار داشت که در آینده شاهد موبایل هایی کارا تر در پلتفرم ویندوز باشیم. موبایل هایی که مشخصا در حوزه تجاری و در بخش پرچمدارها، برای عاشقان ویندوز خوش خواهند درخشید اما باز هم نمی توانند به طور کلی موفقیتی را برای مایکروسافت در امر تلفن های هوشمند کسب کنند. در حال حاضر و با شرایط فعلی، این حقیقتی است که در خصوص تجارت بخش موبایل در مایکروسافت جریان دارد.

شرکت مورد بحث می خواهد بر آینده متمرکز شود نه اشتباهات گذشته. انگونه که کمپانی های تکنولوژیک می گویند، ما در آینده کامپیوترهای شخصی را خواهیم پوشید. کامپیوترها خواهند بود که حمل و نقل ما را به شکل کامل در اختیار خواهند گرفت. مایکروسافت نیز آینده را در هولولنز می بیند؛ جایی که دیگر خبر زیادی از موبایل های هوشمند نیست و چنین محصولاتی بی معنی شده اند.
نادلا باور دارد: «بازسازی مایکروسافت بر قابل حمل سازی تجربه ی کاربری در همه محصولات این شرکت، از جمله موبایل ها تمرکز خواهد داشت.» اما برای تحقق چنین آرمانی، مایکروسافت به داده های بسیار زیاد تولید شده از سنسورها در محصولات مختلفش نیاز دارد. سنسورهایی که می توانند درک بالایی را از جنبه های مختلف زندگی ما برای این شرکت ارسال کنند و چنین امری، این روزها با فروش ویندوز در کامپیوترهای شخصی ممکن نیست.

اهالی ردموند در حال حاضر نیز تجربیات بسیار زیادی از تلاش هایش در اکس باکس لایو به دست آورده اند؛ چه در بحث تمایلات کاربران و چه در زمینه یادگیری ماشینی. برای تحقق آرمان هایشنیز همانطور که گفتیم، به میلیون ها سنسور در دستان کاربران نیاز دارند، سنسورهایی که به بهترین شکل در موبایل های هوشمند جای می گیرند و در نتیجه این شرکت نیز به فروش میلیون ها موبایل مبتنی بر پلتفرم خود نیاز دارد. اکنون می توان گفت «مایکروسافت بند» داده های فراوانی را از کاربران به سوی این شرکت می فرستد. این دستبند اکنون همانند یک آزمایشگاه بزرگ بر مچ دستان کاربران به فعالیت پرداخته و شرکت یاد شده خود را آماده می کند تا با محصولات بعدی، موج پردازش کامپیوتری شخصی را به راه اندازد.
سخت می توان تصور کرد که مایکروسافت، به طور کامل خط تولید موبایل های سری لومیا را تعطیل کند چراکه این شرکت به سرمایه گذاری در اپلیکیشن و سرویس های خود نیاز دارد و خود نادلا نیز اظهار می کند که بر توسعه محصولات مایکروسافت، همچون موبایل ها متعهد می ماند.

به نظر می رسد مایکروسافت به شکست اعتراف کرده.
با یکپارچه سازی و ادغام لومیا، سرفس، اکس باکس با بخش ویندوز، سرپوش گذاشتن بر ضررها آسان تر شده و مایکروسافت نیز می تواند بدون فشار سرمایه گذاران اهداف خود را به پیش رانده و به نقاطی که علاقه دارد، سرمایه تزریق کند. از طرف دیگر نیز ویندوز فون به آنچه واقعا شباهت دارد بدل خواهد شد؛ یک پروژه تحقیقاتی. پروژه ای که شباهت بسیاری به پروژه نکسوس در گوگل خواهد داشت اما در مقیاسی بسیار کوچک تر.
Windows 10 Mobile در ماه های آینده و پس از ویندوز ۱۰ برای کامپیوترهای شخصی ارائه خواهد شد. در حال حاضر اما این شرکت به شدت در حال تمرکز بر ارائه یک تجربه کاربری عالی برای کاربران تجاری خود در ویندوز ۱۰ است و به نظر می رسد مایکروسافت بالاخره شکست در جنگ پلتفرم های موبایل را قبول کرده و در حال آماده سازی خود برای حضور، به شکلی دیگر در میان موبایل های هوشمند بوده و دیگر کاری هم به جنگی که هیچگاه در آن پیروز نخواهد شد، ندارد.

avatar
نی نی
نی نی

گوشی های مایکروسافت خیلیم خوبن